عسلعسل، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره

◕ ‿ ◕ ♥ فندق کوچــولوی خونمـــــون ♥ ◕ ‿ ◕

خداحافظی از مهد

امروز عسل جونم دیگه از دوستاش و از مربی مهربونشون خداحافظی کرد . صبح به همراه بابا عسل رو بردیم مهد و منو بابا رفتیم دنبال کادو برای عسل و مربی مهربونشون. برای عسل یه عروسک خریدیم و براب مربیشون یه شاخه گل به همراه یه کارت پستال و یه کادوی کوچیک. رفتیم مهد و همه ی وسایل عسل رو تحویل گرفتیم و کادوی مربیشون رو دادیم و تشکر کردیم بابت همه ی زحماتشون.   ا                              اینا نفس منن                &nb...
2 ارديبهشت 1393

روز مادر

سلام به همه ی دوستای نازنینم.  امروز روز خیلی خوبی بود برام. امروز دوتا کادو گرفتم. یه سکه از طرف همسری و یه سکه هم از طرف دختر عزیزتر از جونم. دستتون درد نکنه از اینکه به فکرم هستین. دردتون به جونم بخوره. یه کیک خوشگل و کوچولو هم به انتخاب عسل گرفتیم. و کنار هم یه جشن سه نفری گرفتیم.  برای شام هم رفتیم بیرون ولی هم من و هم همسری خیلی دلمون گرفته بود.  من که چند جا کم بود بغضم بشکنه خیلی خیلی خودمو کنترل کردم. همسری هم نزدیک یه ماه میشه که خانوادشو ندیده و خیلی دلتنگشونه.  انشاالله هفته ی دیگه میریم دست بوس خانواده هامون.  فداتون بشم من. دوستتون دارم.و این روز رو بهتون تبریک میگم.   این کیک...
1 ارديبهشت 1393